جراح مسلمان‌. طبيب حكم ثاني (961 تا 967) بود. دايرةالمعارف بزرگ طبي او در 30 باب‌ موسوم به التصريف‌، حاوي شيوه‌هاي جالبي براي تهيه‌ٴ داروها به وسيله‌ٴ تصعيد و تقطير است‌، ولي مهم‌ترين قسمتش مربوط به جراحي‌، در سه مقاله است‌، كه غالباً مبتني بر كتاب پاولوس‌ آيگينيايي است‌. به سوزاندن [داغ كردن‌]1 و به داروهاي قابض و خون‌بند توجه زيادي شده‌.
قسمت‌هايي از جراحي به زايمان‌، اعمال جراحي چشم‌، گوش و دندان اختصاص دارد. اين كتاب‌ به تصوير وسايل جراحي مزين شده بود. به زودي به لاتيني (توسط ژرار كرمونايي‌)، پرونسي و عبري ترجمه شد. تعصبات مسلمانان در مورد جراحي آوازه‌ٴ او را در دنياي اسلام تحت‌الشعاع‌ قرار داد، ولي در دنياي مسيحي اعتبار او سريعاً بالا گرفت‌.

ابن جُلْجُل‌ْ

ابوداود سليمان بن حسين بن جلجل‌، طبيب موٴيد باللّه هشام ثاني‌، خليفه‌ٴ اموي اسپانيا از 976 تا 1009. پزشك اسپانيايي مسلمان‌. در 982 در قرطبه شرح بر كتاب ديوسكوريدس و بعداً ذيلي‌ بر آن نوشت‌، و تاريخ اطبا و حكماي اسپانيايي زمان خود را تأليف كرد (تاريخ الاٴطبأ و الفلاسفة) كه غالباً ابن ابي اصيبعه از آن نقل قول مي‌كند (نك نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ سيزدهم‌).
هدف از شرح كتاب ديوسكوريدس تعيين اسامي داروهايي بود كه ديوسكوريدس مورد بحث‌ قرار داده بود؛ ذيل اين كتاب فهرستي است از داروهايي كه در كتاب ديوسكوريدس نيامده‌. راجع به‌ منشأ اين مطالعات مربوط به ديوسكوريدس يادداشت مرا درباره‌ٴ حسداي بن شبروت ببينيد. به نظر مي‌رسد كه ابن جلجل و ديگران در ترجمه‌ٴ كتاب ديوسكوريدس به زبان عربي همكاري داشته‌اند.

ابن جَزّار2

ابوجعفر احمد بن ابراهيم بن ابي خالد بن جزار در قيروان تونس برآمد، در 1009 در حالي كه بيش از 80 سال داشت درگذشت‌. پزشك‌. شاگرد اسحاق اسرائيلي (نك نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ دهم‌). از آثار متعددش‌ زادالمسافر به خاطر رواج عظيمش اهميت بيشتري دارد، و به همت قسطنطين افريقي به لاتيني‌، و به‌ كوشش سونسيوس‌3 به يوناني‌، و به عبري ترجمه شده‌. اين كتاب حاوي توصيف جالبي از آبله و سرخك است‌. او راجع به زُكام‌4 و راجع به علت‌هاي بروز طاعون در مصر هم آثاري نوشت‌.


cauterization .1
Algazirah ,Algizar .2
3 .ترجمه‌ٴ سونسيوس ناقص بود و فقط شامل دو مقاله‌. ترجمه‌ٴ كاملي از آن به كنستانتينوس رگينوس‌، يا ممفيتس نامي منسوب است‌.
4 coryza. ، التهاب حاد غشاي مخاطي حفره‌هاي بيني‌. - و.